خرید بک لینک

عادت میکنیم رو میخونم...شاید برای صدمین بار ...

شدم زنی میانسال که از قضا یک دختر دانشجو هم داره.. دلش از فشارهایی

که متحمل میشه خونه ! از پس مخارج برنمیاد ، دخترش پا تو یه کفش کرده

که از ایران بره و مادرش یک دم خرده فرمایش داره ...

بعد اواسط داستان به این فکر میکنم که آره به سهراب زرجو احتیاج دارم.

سهراب زرجو و چروک های دور چشمش ... سهراب زرجو و قفل و دستگیره

فروشی پایین شهر .

میخونم برای صدمین تا بفهمم بالاخره عادت میکنیم؟ یا شاید هم عادت

کردیم و نمی دونیم !

برچسب: نویسنده: نگار مرادی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:48

پس زمینه ی برو بیاهای ذهنم صدای بارونه و آهنگ "شما" ی ابی ...این ذهن ناآروم آشوبه .. حس میکنم این جهان چقدر نا امنه و میفهمم تابحال هر قدر خرج دوره های خودشناسی و روانشناسی کردم پوچ بوده .بر خلاف هر آ

برچسب: نویسنده: نگار مرادی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:48

اردیبهشت دو سال پیش بود ...

شایدم حوالیِ اردیبهشت ! یادم نیست درست ..

یادم نبود اصلا . الان گروه رو چک کردم دیدم نون یادآوری کرده . نوشته بود

چه خوب بود ، اومدم تهران .. چقدرم رفتیم گشتیم ...

منم باهاشون بودم.

یادش هزار قلم از دلتنگی هام افتادم . بغضم ترکید. این روزا برای نوشتن

چیزی جز از دلتنگی گفتن ندارم . نه که حالم بد باشه ... نه که یه گوشه افتاده

باشم منتظر آزادی یا مرگ .

فقط وقتی میام اینجا دلتنگی هام هجوم میاره.

*

یه آهنگ از دایان گذاشتم چنل . گوش کنید :)

برچسب: نویسنده: نگار مرادی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:48

صفحه بندی